نوروز 93 (اول)
زندگی بهانه است !!
من هوا را به بهانه همنفسی با «تــــــــو» تنفس میکنم ....

عیدت مبارک پسرم ...
حضور شیرین تو کنار خانواده ما امسال رنگ و بویی خدایی داشت...
پارسال تو توی دل مامانی بودی و امسال کنار سفره هفت سین خانواده بودی ... شیرین و خوشرنگ !!
به جمع خانواده ما گرمی خاصی میدی و لمس بودنت برامون عالی ترینه ... مثل خودت که بهترینی ..
مرد کوچولوی من در اولین عید نوروز زندگیش نه ماه و ١٥ روزه بودی ... و عالـــــــــــــــــــــــــــــــــی...
اینم دو تا عکس از شیرینی بودنت کنار خواهرها و برادرت...


بعد از سال تحویل راهی مسافرت به سمت فومن یکی از شهرهای استان گیلان شدیم البته چون صبح زود راه افتادیم شما اصلا اذیت نشدی و منم اذیت نکردی .. توی مسافرت هم بی نهایت پسر گلی بودی .. و حسابی بهت خوش گذشت ...
سه روز اولی عید و با مامان پروانه بودیم و دو روز بعدی به استان مازندران رفتیم کنار مامان محبوبه اینها ...














و ادامه دارد ...............


نوروز 93 (اول)
